هستی من امیر حسین

تقدیم به پسر عزیزم

بسمل قشنگ مامان

 پسمل کوچولوی مامان سلام عسلم.جیگر مامانی.ماشالله تو حرف زدنت  اینقده بلا شدی که دوست داریم بخوریمت. علاقه به اسکوتر داری و داداش هم میده تا بازی کنی.کلی شمال باری کردی. و همش منو صدا میکردی که مامان بیا منو و ببین و چون لفظ کلام من ماشالله ماشالله.تو هم فوری میگی بگو ماشالله ماشالله.کلی شمال ماسه بازی کردی و به جای اینکه شن ها رو بریزی تو سطل همه رو ریختی تو سرت و وقتی حموم بردمت کلی ماسه رو سرت بود.عاشق جوجوهایی و هر چی حیون میبینی میگی جوجو.میدویی دنبالشون و میخوای بگیریشون.وقتی ام بریم بیرون این  به قول تو جوجوها که شامل گربه و کبونر و مرغ و ...ببینی دنبال شون میکنی و حتی ساعتها باید صبر کنم تا شما این جوجوها رو کلافه کن...
19 خرداد 1391

مريض شدنت عسلم

سلام ÷سر عزیزم .خوب گل گلکم توی یه هفته  فقط مریض بودی و شربت و ام÷ول و شیاف استفاده میکردی و تبت ÷ایین نمیاومد.عزیز من  خیلی اذیت شدی و چون تشنج کرده بودی یه ی  ÷ایین بار اوردن تبت خیلی سخت بود و اصلا با سرما خوردگی و ÷روفن ÷ایین نمیاومد.به قول دکترا ÷ایین اوردن تب شما ها خیلی سخته..خدا د نکنه بچه ای تب کنه خبلی سخته.خیلی مریض سرما خورده بودی و در  تمام ساعات دوست داشتی روی ÷ای مامان بخوابی و اصلا نمیخواستی ازم جدا شی.٤ - ٥ ساعت فقط رو ÷اهام بودی و اگه  میخوابیدی  زمین میذاشتم بیدار میشدی و گریه میکردی و دوباره رو ÷اهام.تا اینکه بعد از کلی تح...
18 آذر 1390

; ازکوتاه کردن موهات تا ياد گرفتن کلمه هاي جديد

سلام سلام.خیلی خیلی ممنونم از دوستان عزیزم.که همیشه به وب  جیجلیم سر میزنن .یه مدته درگیر کار های امیرمهدی.یه مدتم هست که سرعت نتم ÷ایینه و به خاطر همین حوصله ام نمیگیره. خوشگل مامان سلام.خوبی غزیزم.قربون شیرین زبونیات بشم که وروجک بازی در میاری و شیطونیای با مزه میکنی.یه الگوی خوبم که تو خونه داری و تمام حرکاتش و یاد میگیری و انجام میدی.هر کاری داداش میکنه شما هم انجام میدی تا داداشت سرفه میکنه شما هم میکنی.یه چیز جالب تا سرفه میکنیم در هر حالتی که باشی میگی نوش قربونت بشم.تا داداشت ی به وسیله هات دست میزنه یه نچ و میگی و میگی ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا           &nb...
18 آبان 1390

امیر حسین جونم

سلام امير حسين جان سلام عزيز دل مامان.نميدوني چقدر دوستت دارم و چقد دلم ميخواد به بهترين وجه ممکن بزرگت کنم.دوست دارم بهترين  امکانات و براي تو و داداش مهربونت فراهم کنم.درسته تموم مامانا و بابا ها همين ارزو رو دارند و فقط من نيستم.خيلي ناناز و ملوسي.يادمه اونموقع که مامان کوچيک بود کارتوني ميداد که دو تا عزوسک بودن  که دو تا دندون خشگل  جلوي دهنشون داشتن اونموقع ها من اون عروسکا رو دوست داشتم و حالا تو شبيه اونايي البته يه جورايي.تو از لحاظ ظاهري به من و. بابا جون رفتي بر عکس داداش که شبيه بابا اميره.شنبه خاله مهديس و جواد جون اومدن پيشمون.تو هم با ديدن  يکي مثل خودت اخه همسن و سالته ..خيلي خوشحال شدي.امروز رفتيم بيرون ت...
25 مرداد 1390

روزانه های تو

سلام مامانی.عزیز دل مامان .الان که دارم شروع به نوشتن میکنم شما داری جیغ میکش چون با داداشت بازی میکنی و با جیغ کشیدن منظورت و میرسونی .منم که تمام این مدت خوصله نداشتم بیام سر بزنم و خاطراتت و بنویسم. از طرف دیگه هنوز ادی اسل  وصل نکردم.کلیم به دوستامون بهکاریم.هنوز بهشون سر نزدیم تا تشکر کنیم از لطفشون که بهمون سر میزنن .الانم یاد گرفتی تا میگیم مامان و چند تا دوست داری دستت و باز میکنی میگی زیاد....عسل ..به ماشین میگی هان هان....و حرفای دیگه رو با اشاره میگی...... بردیمت برای چکا÷ ماهانه و ٤ مدل شربت گرفتیم اهن و کلسیم که دو تاش خارجی اما نمیخوری هر کاری میکنم میخوری بهد  انگستت و میکنی تو دهنت تا عق بزنی بیاری ...
18 مرداد 1390

هفته ای با جیجلیم

  سلام عزيز مامان سلام کوچمولوي من.قربون اون جيجليات فدات بشم.قربون شيطونيات    .وقتي داداش ميره مهد .تو  تو خونه ارومي و فکر کنم حوصله ات سر ميره و ميخوابي .از ورجه وورجه هات بگم کم گفتم.اين چهار پايه پلاستيکيا رو بلند ميکني و ميذاري اون قسمتي که ميخواي شيطوني کني و ميري روش واي ميايستي و بازي ميکني.وقتي ام ميام بر دارمت جيغ ميکشي .و دوباره کارت و تکرار ميکني.تازگي ها يکي دو روزه ياد گرفتي که بگي داري يعني دالي.قربونت بشم. عاشق اين  ي که کفش بپوشي و راه بري .چهارشنبه مامان جون اينا اومدن خونه امون.تو خودت و خيلي لوس کردي .اولش سر تو پايين اوردي اما بعدش رفتي بغلشون نشستي و خودتو لوس ميکردي   .جدي...
13 ارديبهشت 1390

در باره تو عشقم

   سلام عزيز ترينم ببخش که دير به دير ميام.واست حرف بزنم.اخه خيلي درگير کار بودم   .دنبال خونه ميگرديم واسه اجاره .از اونطرف داداش و ميفرستم مهد.از تنبلي در اومدم شيريني واستون ميپزم..    وقت نميکنم به دوستامون سر بزنم.البته بيشتر به خاطر اين اينترنت پر سرعته. چون با اين معموليا نميشه کاري انجام داد.وب تا بخواد باز بشه ۱ دو ساعت طول ميکشه. حالا ۵۱۲ رو شارز کنم.خوب باشه. .وقتي داداشو ميذاريم مهد تو هم دوست داري اونجا بموني و با بچه ها بازي کني   اما خوب سن تو رو قبول نميکنه دوم اينکه هنوز کوچولويي.   راه به راه ميگي دادا.جديدا ميخواي صدا کني  ميگي مامان  بعد به من ميزني تا من...
1 ارديبهشت 1390

پارک رفتن و کلمه جدید

 تو تا قبل از عید غذا خوردنت خوب نبود اما خدارو شکر الان یکمی بهتر شدی و دوست داری خودتم بخوری و نمیذاری مامان بهت بدم. اخه شما فسقلی ها چرا خوب غذا نمیخورید.این دو روز که داداش  میزه مهد تو هم دوست داری بری بازی کنی اما خوب هنوز کوچولویی به موقع اش میفرستمت.کلمه جدیدم یاد گرفتی میگی( س) یعنی سلام.به مامان میزنی میگی س هر کی رو میبینی میگی س و از نکات جالب توجه شباهت تو به داداشته .امیر مهدی جونم وقتی میخواست بگه سلام میگفت س.دیروز با ببا امیر رفتیم پارک و تو اولین بار بود که با پای خودت میخواستی سوار سر سره بشی البته اولش میترسیدی اما خوب بعدش دیگه خوشت اومده بود و هی میخواستی سر بخوری.تاب و که دیدی دیگه میگفتی فقط تاب.اول بغ...
20 فروردين 1390