دلنوشته
سلام خوشملم.مامانی عزیزم.بعد از اون اتفاق وحشتناک یک هفته ای با سر ماخوردگیتون درگیر بودم نمیدونید چه هفته بدی داشتم دیگه رفته بودم تو لک دلتنگی و بیحوصلگی و اصلا حال و حوصله وبم نداشتم..بعد از چند وقت خرابی هوا و برف ..
">.هوای خوبی داریم و میبرمتون بیرون.تو هم که تو کالسکه اروم و قرار نداری
و همش ورجه وورجه میکنی و هی میخوای برگردی و داداشت و ببینی.خیلی دوست داشتم به فروشگاه ها برم میگن خیلی حراجی هست و جنسای عالی. اما تنهایی نمیشه....بابایی سرش شلوغه و الانم که نزدیکه عیده و خیابونا هم شلوغتر از همیشه.
اینروزا هم خونه تکونی از یه طرف







و همکاری شما با من از طرف دیگه در نوع خودش جالب توجه.






انشالله همیشه سالم و شاداب و خندان باشید.گلای خوشبوی مامان و بابا

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

دلنوشته
